تبلیغات
. - مطالب ابر شهید

شهید سجاد زبرجدی

بانام خدا


یکی از دوستداران شهید زبرجدی شعری برایشان سروده که در اینجا تقدیم می کنیم:

    زمین لرزه اومد توی وجودم
    همون وقتی ک لبهای تو خندید

    نگاهت ، فریاد ِ سکوت بود
    غزل ، آوار شد و قافیه لرزید

    نگاه میکنم به حَک ِِ مزارَت
    به سجاد و زبرجدی ِ سفید

    چ کردی با دل ِِ حضرت ِ آقا
    که حتی آن نگاهم ، تو را بوسید

    شدی مونس برای ِ این مردم
    رفیق و دوست و تنها برگ ِ امّید

    خلاصه آرزویم اینه سجاد ؛
    بگیری دستِ رفیقان ُ بی تردید
Smile
clean word remove format superscript Subscript Cut Copy Paste Horizontal Rule Ordered List Unordered List Outdent Indent Insert Link Remove Link
Undo Redo Bold Italic Underline strikethrough Align Right Center چینش چپ Justify Full Justify Full Justify Full
Text Color
Background Color
Add Image
Insert Table
Insert Aparat
InsertFromFileManager

شهید علی پرورش

بسمه تعالی
همرزم شهید:
یادش بخیر...
توی دوره(دوره صابرین،دوره ی فوق تخصصی نیروهای ویژه ی سپاه)،وقتی مدت زمان اموزش تمام می شد و در اختیار خودمون بودیم،هرکسی از بی حالی یه گوشه ای می افتاد.اما علی آقا یا در حال دویدن و تمرین کردن بود،یا قرآن می خوند و ...
شبا هم کلا سه چهار ساعت می خوابید.
همیشه به خودم میگم،علی واقعا عاشق بود، چون واقعا باید عاشق باشی که مثل علی به در و دیوار قفس بزنی تا معشوق در رو به روت باز کنه.علی هم انقدر سختی کشید تا بالاخره به معشوقش رسید.

شهادت هنر مردان خداست.

درباره سایت
آخرین عناوین
امکانات سایت