تبلیغات
. - مطالب شهیدمحمدمهدی ایثاری
.
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
ارسال شده در سه شنبه 31 مرداد 1391 ساعت 11:28 ب.ظ توسط گروه کمال

موضوع : شهیدمحمدمهدی ایثاری ,  شهید علی صیادی , 



بانام خدا

به نقل از یکی از اقوام شهید موسوی :
روزی به منزل شهید سید محمود موسوی رفتم در طبقه دوم دیدم پارچه عزا روی در زدند از سید پرسیدم چه خبره آقا سید آهی کشید و با افسوس گفت همسایه پائینیمون علی صیادی شهید شده.
گفتم چرا گفت کایتش سقوط کرد . سکوتی کردم سید ادامه داد : روزهای آخر عمر ، شهید علی صیادی حال و هوای عجیبی داشت.
خیلی توی خودش بود و مثل همیشه نبود صبح روز شهادتش قبل از اینکه با هواپیمای کایتش پرواز کنه



شهید صیادی همیشه پیشگام ترین فرد در یگان جهت انجام ماموریتهای سخت هوایی بود

بهم گفت سید من برم بالا دیگر نمیام پائین شهید موسوی گفت این حرف رو نزن خدا نکنه گفت نه ؛ من امروز شهید میشم.
از شهید سید محمود موسوی پرسیدم شهید صیادی کی بود گفت شعر سید علی خامنه ای دلبر دلم رو شنیدی؟
گفتم آره گفت این شعر رو ایشون گفته بود ...

شادی روح این شهید عارف صلوات بفرستید




(م.ا) یکی دیگر از برادران تعریف میکنه هر هفته با شهید محمد مهدی ایثاری میرفتیم شنا. صبح روز شهادتش وقتی سانس تمام شد با شهید آمدیم بریم بیرون شهید ایثاری گفتند : برو من میام (م.ا) گفت: کجا میری گفت برم غسل کنم بیام ((غسل شهادت))
بعدش با هم رفتیم محل کار. من رفتم به سمت بهداری و اونم رفت سمت باند پرواز و کایتش .
اونها اون روز درحال تمرین ماموریت مهمی بودند.



 چند دقیقه ای نگذشته بود که یکی از بچه ها داد زد و گفت یه کایت سقوط کرده. پریدم توی آمبولانسم .سریع رفتم بالای کایت .دیدم علی صیادی و مهدی ایثاری سقوط کردن و شهید شدن.


روحشون شاد راهشون پر ره رو باد

گروه کمال