تبلیغات
. - مطالب خادمة الشهدا (شهیده)
.
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
ارسال شده در شنبه 18 آذر 1391 ساعت 11:59 ق.ظ توسط خادمة الشهدا (شهیده)

موضوع : شهیدسیدمحمودموسوی , 

بسم رب الحسین علیه السلام

سلام خدمت خوانندگان محترم وبلاگ شهیدان صابرین

امشب خاطراتی را از شهید سید محمود موسوی خدمتتون عرض میکنیم و امیدواریم که مطالبمون مورد توجه شما عزیزان و روح پرفتوح این شهید عزیز بشود .


آقا سید محمود اعتقاد شدیدی به زیارت عاشورا داشتند و کسی که زیارت عاشورا رو بسیار مطالعه کند ، چه معنی جملات را بداند چه نداند خصلتش عاشورایی می شود . سید از اول که وارد سپاه شد همه آرزویش شهادت بود . در همه فیلمهایی که از ایشان وجود دارد هم همین مطلب را می گفت . بطور مثال در یکی از فیلمها که مربوط به ابتدای ورود ایشان به سپاه است ، آقا سید می گویند: [خدایی فقط شهادت ، ما واسه شهادت اومدیم تو سپاه ... ! ]

ایشان همیشه زیارت عاشورا می خواند و نوری انگار در دلش ایجاد می شد و لازم به ذکر است به گفته دوستان شهید ، قبل از شروع عملیات درگیری با پژاک در کوه جاسوسان به پیشنهاد سید همه زیارت عاشورا خواندند و لحظه های عجیبی در آن موقع اتفاق افتاد و همه فهمیدند توی این جمع کدام افراد رفتنی هستند !


حاج سید محمود سعی کرد در خیلی از ابعاد زندگیش مثل امام حسین (ع) رفتار کند و رفتار و منش ایشان هم همین گونه شده بود و شهادت را قله رسیدن به این تشابه سازی قرار داده بود و تمام تظاهرهایش به شهادت را به حقیقت تبدیل کرد . ایمان سید بگونه ای بود که در سخت ترین عملیات ها هم ترسی نداشت . یکبار از سید پرسیدم سید اگر توسط آمریکایی ها اسیر شدی بشدت شکنجه شدی چکار می کنی؟ قرص سیانور میجوی؟ گفت : نه ! مگر میخواهند چکار کنند؟ آخر که چی : اولا هر چقدر شکنجه کنند اجرم پیش خدا بالاتر می رود بعد هم در نهایت مرا به آرزیم می رسانند و پیش امام حسین (ع) می روم .

سید محمود از شدت کثرت خواندن زیارت عاشورا آن را حفظ کرده بود و اثر و نتیجه آن این شده بود که خدا بصیرت خاصی به او داد و همانطور که گفتیم حتی از زمان مرگش اطلاع داشت و به دیگران نیز می گفت . لازم به ذکر است سید روزی 2 بار حداقل زیارت عاشورا را می خواند و به گفته همسر شهید : یکبار از شدت خستگی بر روی زمین افتاد تا بخوابد ولی بعد از چند دقیقه باز بلند شد.

پرسیدم : چی شده ؟ چرا بیدار شدی ؟ گفت زیارت عاشورای قبل خواب را نخواندم ... !

شهید سید محمود موسوی مصداق بارز إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَن حاربکم بودند یعنی با دوستان امام حسین (ع) دوست و با دشمن خدا و قرآن و اهل بیت دشمن

عمق این مسئله را در مراسم سخنرانی آیت الله قرهی (دامه برکاته) در مسجد قائم المنتظر شنیدیم ؛ این شهید والا مقام از مریدان این عالم ربانی بودند .

البته آیت الله قرهی در یکی از مراسم های درس اخلاق خود به این خصلت شهید موسوی اشاره نمودند و اشاره ایشان به اهمیت و نتایج این مسئله موجب شده است تعداد زیادی از شاگردان و علاقمندان ایشان نیز بعد شهادت سید قرائت روزانه زیارت عاشورا را برنامه خود بکنند .

وب سایت آیت الله قرهی (مدظله العالی)


ان شاء الله رفتار این شهدای عزیز را الگوی خودمان قرار دهیم و

، این روزها که عطر شهادت شهدای کربلا همه جا را در بر گرفته خواندن زیارت عاشورا را فراموش نکنیم . ان شاء الله آقا سید محمود و همه شهدای عزیزمان نیز در کنار اربابشان امام حسین (علیه السلام) برای ما هم دعا کنند


شادی روح شهدا صلوات

---------------------------------------------------

تهیه و تنظیم : خادم الشهدا - شهیده

ارسال شده در سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت 06:01 ب.ظ توسط خادمة الشهدا (شهیده)

موضوع : شهید محمد محرابی پناه , 

به نام خدای شهیدان

محمد همیشه تابع اوامر رهبر بودن ، هدفشون را معلوم کرده بودن و پایبند تصمیم شون بودن و هیچی نمیتونست ایشون را منصرف بکنه.

محمد تو این مدت به تمامی قول هایی که به من داده بودن عمل کردن. در جلسه خواستگاری بهم گفتن افراد را در سفر باید شناخت، ایشون واقعا مردی خوش سفر بودند و در این مدت که عقد بودیم وقتی از ماموریت برمیگشتند بلافاصله برنامه سفر را هماهنگ میکردند و بیشترین سفرها را در این مدت کم رفتیم.

اگه در مجلسی غیبت میشد اونجا را ترک میکردن. وقتی صدای اذان به گوش میرسید سعی میکردن نمازشون را اول وقت بخونن. موقعی که نماز شب میخوندن اصلا انگار در این دنیا نبودن و وقتی ازشون سوال میکردم هنگام قنوت اولین نامی که بر زبان می آوری کیست ؟ در جواب نام من را میگفتن.

همیشه دائم الوضو بودن و به منم تأکید میکردن.

همیشه میگفتن باید به پدر و مادر احترام گذاشت و دستان آنها را بوسید که هر چقدر هم به آن ها خوبی کنیم بازهم جزیی از زحمات آنها را جبران نمیکند و هر وقت از موردی ناراحت میشدن ، چند لحظه سکوت میکردن تا رفتار تند ازشون سر نزند.

محمد خیلی عاشق حضرت زهرا (س) بودن

محمد واقعا مرد عمل و اهل وفا بود و حتی روزای آخر به تمامی حساباشون رسیدگی کردن و حساب سالشون را هم پرداختند. و سعی میکردن سر موقع محل کار باشن.

صحبتاش همیشه به من آرامش خاصی میداد حتی در زمینه درسی مشوق من بود، واقعا باعث ترقی و انگیزه در من شد. از لحاظ اخلاقی واقعا نمیدونم چی بگم، همیشه بهشون میگفتم محمد تو بهترینی. هرکاری میخواست انجام بده با فکر انجام می داد و عواقب اون را در نظر میگرفت .

شهید محمد محرابی پناه

بیشتر اوقات حس میکردم با بقیه خیلی فرق داره ، فردی آسمونی بود و تمام کاراش خدایی، واقعا بهش غبطه میخوردم، یه بار ازشون خواستم تا به منم کارایی که انجام میدادن را یاد بدن که واقعا همیشه همیشه مدیونشم . درسته که زیاد وقت نشد از وجودشون بهره مند بشم ولی خدایش بعد از شهادتشون هیچ وقت تنهام نذاشتن و مثل همیشه باعث آرامش من بودن و حتی با کوچکترین هدیه آرزوی خوشحال کردن بنده را داشتند.و دقیقا عین جمله ای که به بنده میگفتن این بود "فقط و فقط از خدا بترس همین و بس"

هیچ وقت کاری نکردن که باعث ناراحتی و دلخوری من بشن ولی هر وقت میخواستن به ماموریت برن طلب حلالیت میکردن و بهم میگفتن ببخش که همیشه باید چشم براه من باشی و تنها باشی.

 

شادی روح شهدای عزت و امنیت صلوات




تعداد صفحات : 3

 | 1 |  2 |  3 |