تبلیغات
. - سید محمود ، سیدی با خصلت های ویژه!

سید محمود ، سیدی با خصلت های ویژه!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عرض می کنیم خدمت شما عزیزان ، خوانندگان محترم وبلاگ شهدای صابرین و آرزو می کنیم عزاداری شما عزیزان مورد توجه مادر خلقت و محور سیادت حضرت فاطمه الزهرا(س) قرار گرفته باشد.

 امروز می خواهیم مطلبی در مورد سید شهدای صابرین برای شما عزیزان عرض کنیم.

مقدمه :
بزرگواری از خوانندگان وبلاگ در قسمت نظرات بیان فرموده بود ، چرا از شهید موسوی بیشتر مطلب میگذارید ؛ و ما تصمیم داریم در این پست با بیان مقدمه ای علت این موضوع را بیان کنیم.

مورد اول : گود زورخانه در ورزش باستانی هشت ضلع دارد و میان هر ضلع جایگاه ورزشکاران مشخص می شود بطوری که ضلع روبروی جایگاه مرشد زورخانه محل ورود و ابتدای جایگاه مبتدیان است و این جایگاه تا ضلع سوم از سمت راست ادامه دارد و همینگونه جایگاه ورزشکاران تا پیشکوستان مشخص است؛ لیکن ضلع جلوی مرشد فقط ویژه سادات و سرداران است و هیچ کسی حتی کسانی که 70 سال ورزشکار زورخانه و جهان پهلوان می شوند اجازه حضور در آن جایگاه را ندارند.
این نشان دهنده اهمیت و احترام به سادات در ورزش باستانی است و بچه سیدی که مبتدی هم باشد می تواند در آن مکان حاضر شود و رسم قانون ورزش باستانی این است که هرکسی قصد اجرای هر فعالیتی در گود را داشته باشد باید جلوی پای آن سید ولو مبتدی زانو بزند و رخصت بطلبد !
اهمیت جایگاه سید شهدای صابرین دلیلی بر این احترام است.



مورد دوم : در برهه ای از زمان حکامان عباسی دستور دادند که سادات رو شناسایی کنند و آنهارا زنده به گور یا با دستان بسته میان دیوارها میگذاشتند و روی دیوار خشت بنا میکردند و در مدلهای مختلف آنها را به شهادت میرساندند ؛ در نتیجه بسیاری از سادات تقیه نمودند.
اما برخی از سادات سر سیادت خود پافشاری کردند و در این راه بسیاری از آنها به شهادت رسیدند و در نتیجه عده کمی زنده ماندند که آنها نیز یا هجرت کردند و یا بصورت زیر زمینی فعالیت نمودند.
نتیجه اینکه به سیدی از سادات با چنین شجره نامه قوی و محکمی که همواره مورد لطف اهل بیت بوده و همه او را به صفات نیک می شناسند ، باید احترام دیگری بگذاریم !

مورد سوم هم اینکه شهید سید محمود موسوی ، خود انسان عجیبی بود و خصلت های ویژه و کراماتش او را خاص می نماید ...

کوه و دریا و درختان همه در تسبیح اند     نه همه مستمعی فهم کند این اسرار !

به این دلیل است که شهید موسوی میان همه شهدای صابرین همچون گلی است که بوی دیگری دارد!


مطلب امروز :
امروز هم مطالبی عرض می کنیم از خواهر محترم شهید سید محمود موسوی که امیدواریم درسی برای ما در زندگی باشد.
شهید سید محمود موسوی خیلی به مقوله امر به معروف توجه میکردند .
یکبار از ایشون پرسیدم :
وقتی امر به معروف میکنی نمی ترسی و واهمه ای نداری که یکی بهت بگه به تو چه ربطی داره ؟ ...
درجواب قاطعانه می گفت : نه نمی ترسم!

اکثرا به خانمها تذکر میداد حجابتون رو  را رعایت کنید. و در این مورد ذره ای خجالت نمی کشید! و بیشتر مواقع به دخترانی که از سن تکلیفشان گذشته بودن تذکر حجاب می داد .
یکروز یکی از هم محلی ها در مورد تربیت اخلاقی فرزندشون از آقا سید محمود سوالاتی پرسید اما مهمترین تاکید سید محمود این بود که بچه هایت رو به کلاس قرآن بفرست .
و در ادامه تاکید کرد که حداقل روسری رو سر دخترای 8-7 ساله بکنید تا عادت کنند و البته چیزی بخرید که دوست داشته باشند.
برای آقا محمود مهم بود که بچه ها روسری و قرآن را دوست داشته باشند و با علاقه به سمت آن بروند.


آخرین بار قبل از ماه رمضان بابلسر رفته بودیم .
حجاب مردهای آنجا خیلی وضعش خراب بود ؛ چند قدمی که رفتیم آقا محمود گفت بیا برگردیم . دختر من (خواهرزاده شهید موسوی) خیلی ناراحت شد .
بعد آقا محمود
گفتن چند روز دیگه ماه رمضونه و قراره روزه بگیریم ، نباید به نامحرم نگاه کنیم و بعد ضمن دلجویی با دخترم کمی صحبت کرد و او نیز قانع و راضی شد .
بعدش آقا سید ما و بچه ها رو سوار قایق موتوری کرد و اون روز آقا سید محمود کاری کرد که به همه ما خیلی خوش بگذره.

آن روز در قایق موتوری زن داداشم (همسر شهید) به من گفت :احساس می کنم این آخرین باری است که با آقا محمود بیرون می آییم و انگار او بزودی شهید میشن !
من هم به آقا سید محمود گفتم : ببین خانمت چی میگه ! بعد آقا سید محمود به همسرشون گفتند : نه ، بازم بیرون برای تفریح میریم ! البته آقا سید محمود جوری گفت که من فهمیدم اینطوری گفتنشون برای این بود که دل خانمشون آرومتر بشه!!!

دوست پیدا کردن بچه ها هم خیلی براش مهم بود.
وقتی ما از شمال به شهر دیگری نقل مکان کردیم ، برای دخترم یه دوست چادری و محجبه پیدا کرد ، براش مهم بود که برای بچه ها دوست خوبی پیدا کنه .


ما بی تفاوت از جلوی اکثر آدمها رد می شویم اما آقا محمود اینطوری نبود . هر کسی را که می دید می خواست از احوالش با خبر شود البته از پیامبر حدیث داریم که از احوال همسایه هاتون تا 40 نفر با خبر شوید و آقا سید محمود نیز همینگونه بودند . از همه همسایه های محله خبر داشتند .
عادت داشت که دستگیر همه باشد ؛ بعد از شهادتشون هم فهمیدیم خیلی از حق مأموریت هایش را به افراد نیازمند می داد .


اهل خیر بود ؛ خانمی با همسرش مشکل داشت . آقا محمود خیلی سعی می کرد زندگی آنها از هم نپاشد ! به این خانم می گفت اگر با همسرت مشکل داری طلاق نگیر ، سعی کن بچه هایت را خوب تربیت کنی و هر موقع که دلت میگیره زیارت عاشورا زیاد بخون.

خیلی ها را به هم پیوند داده بود . مثلا پیدا کردن همسر برای دختر یا پسر مجرد . محبت زیادی به همه آشنایان و دوستانش داشت.

خیلی مهمان نواز بود و کاری میکرد که مهمان در خانه اش احساس راحتی کند . هیچ فردی در خانه آنها احساس غریبی نمی کرد .

تقریبا مطمئنم که هیچ کسی نتونست آقا سید محمود رو کامل بشناسه حتی من که خواهرش هستم !
به مهمون های همشهریش حس تعصب داشت و خیلی مهمان نوازی میکرد .
البته به همه مردم هم علاقه داشت ؛ یک سال پدرم در دشت خودشان خیلی هندوانه کاشتند. آقا سید محمود هم هندوانه های زیادی رو داخل ماشین گذاشت و رفت کنار جاده به برادرم گفت یک کناری نگه دار! و بعد جلوی هر ماشینی که پلاک غیر از بابل داشت رو گرفت و بهشون هندوانه داد !


نسبت به محل و بچه محلی هاش هم خیلی تعصب داشت ؛ آخرین باری که اومد بابل خیلی موند . نسبت به افرادی که وضع مالیشون خوب نبود یه خرجی در حد توانش می داد . اخلاقش این نبود که بگه : حالا دیگه رفتم تهران و لازم نیست به هم محلی هایم رسیدگی کنم بلکه نسبت به همه دلسوزی داشت !


در مقابل پدر و مادرمون همیشه خشمش را فرو می خورد . یک موقعی دیدم در مورد موضوعی حق با آقا محمود بود ولی اصلا صداش را بالا نبرد . همیشه دست و پای مادرم را می بوسید و خیلی مقید به این چیزها بود.

آقا سید محمود سعی می کرد برای نشاء کاری یک روز زودتر بیادبابل و بعداز کار کردن در مزرعه پدری ، واقعا احساس رضایت و آرامش پیدا میکرد و این آرامش رو تو رفتارش بروز میداد بطوری که همسر شهید هم این رضایت رو بارها یاد کردند و خیلی دوست داشتند.

پدرم هم همیشه می گفت من از آقا محمود راضیم ، یکبار قبل از شهادت آقا محمود ، ما بچه ها با هم جمع بودیم ؛ پدرم رو به سید محمود کرد و گفت من از آقا سید محمود خیلی راضیم و به نظر من همون رضایت پدرم باعث شد که آقا سید محمود نیز به این درجه برسند!


سعی می کرد اعمال و عبادت هایش طوری باشد که رضایت خداوند را جلب کند و همواره آرزوی شهادت داشت و می گفت دعا کنید من هم شهید بشم . البته به خاطر اینکه مادرم نگران نشود این اواخر کمتر به مادرم می گفت برای شهادتش دعا کند .
در وصیت نامه اش هم گفته بود : خدایا! من لایق شهادت نیستم ، اگر شهادت نصیب امثال من بشود شرم بر صورت خودم را چه کنم ، شهدا کسانی بودند که همه چیزشان خدا بود ، من که چنین سعادتی در زندگی نداشتم.


از این واهمه داشتم که بگم آقا سید محمود شبیه شهداست چون نمی خواستم از دستش بدهم . نمی خواستم بفهمم که ایشون به شهادت میرسن. حتی وقتی دو روز بعد از شهادت آقا محمود بهم گفتن احتمال داره آقا محمود شهید شده باشه ، می گفتم ایشون شهید نشدند حتما زخمی شدن ، یک گوشه سنگر هستند ، نمی خواستم باور کنم.

همیشه دنبال بدست آوردن دل دیگران بود از هر جا که برمی گشت برای همه یک وسیله کوچکی هم که شده می خرید تا موجب شادی دیگران شود . یکبار هم که داشت از نماز جمعه بر می گشت برای صدیقه سادات دمپایی دخترونه و زیبایی خرید تا دست خالی به خونه نیومده باشه .
 
به ولایت علاقه عجیبی داشت! اگه کسی می خواست از آقا انتقاد کنه تحملش را نداشت و سرسختانه و محکم مقابله میکرد . به هیچ وجه تحمل نمیکرد کسی حرفی بر ضد رهبر داشته باشد و در مورد آقا کسی نمی تونست جلویش حرفی نامربوط بزند .

و اما سال آخر
سال آخر فروردین ماه بود ، آقا سید محمود به پدرم گفت از فلان روستا دانه برنج (تیم) بخریم . وقتی اونجا رفتند متوجه شدند که این خانواده ، خانواده شهید هستند . آقا محمود با مادر شهید خیلی گرم گرفت و در مورد شهید سوالات زیادی پرسید .



آقا محمود به پدرم گفت پول تیم را من میدم . همان روز یا فردا به تهران رفت. موقعی که پدرم می خواست قرآن بخونه و لای قرآن رو باز کرد دید به همان اندازه پول تیم ، پول لای قرآنه . پدرم به آقا محمود زنگ زد و گفت کار خوبی نکردی خوب بعدا پول رو می دادی . آقا محمود قسم خورد که پولی لای قرآن نگذاشته و پول تیم رو نداده. پدرم همون پول لای قرآن رو برای تیم داد و معلوم نشد اون پول از کجا اومده بود.
و اون برنج هم همان برنجی بود که بیشترش برای مراسم سوم آقا سید محمود استفاده شد. اون سال پدرم دو بار محصول گرفت که محصول دوم هم به اندازه همان برنجی بود که روز سوم آقا سید محمود استفاده شد...

شهید سید محمود موسوی بنده ای بود از بندگان خدا که هر چقدر از زمان شهادتشون میگذرد بیشتر ابعاد زندگیشان برای دوستان و آشنایان روشن میشود و طبعاً شهادت روزی خوبی از طرف خداوند برای این بزرگوار بود.

روحشان شاد و یادشون گرامی باد

تهیه و تنظیم :
خواهر محترم شهید موسوی
سرکار خانوم شهیده
نظرات مطلب
  1. سید محمود موسوی

    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍوَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ .

  2. علی

    سلام دوست عزیز تو فیس بوک از مطالب ارزشمندت بهرهمند میشیم. خوشحال میشم شماهم منو لینک کنید.

  3. آسلیم

    به حق آبرویی که نزد خدای تعالی دارند ما رو هم شفاعت کنند
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  4. سیدمحمود

    بااین ستارگان میشود راه را پیدا کرد. حضرت ماه

  5. شهیده

    سلام
    کلیپی از مراسم اولین سالگرد شهید سید محمود موسوی:
    http://www.aparat.com/v/ziWbh
    و کلیپ سالگرد دوم شهید سید محمود موسوی:
    http://www.aparat.com/v/4Odkq
    ..........
    آقا سید محمود برای ما هم دعا کن

  6. نجوای قلم

    سلام دوست گرامی.
    یه وب آموزشیی به نام ندای قلم را افتتاح کردم اگه ما را قابل دونستید در وبتون لینک کنید.وبگی که شما را هم در وب ندای قلم لینک کنم.
    از طرف مدیریت وبلاگ نجوای قلم.
    به امید دیدار شما در این وبلاگ.
    www.nedayeghalam78.blogfa.com

  7. samaneh

    باسلام.لینکتون کردم به وب من هم سر یزنید

  8. یک راهی

    سلام:
    همانطورکه امام فرمودند شهداشمع محفل هستند وچراغ راه ...
    ممنون میشم به من سربزنید

  9. سلام
    میخوام عضو گروهتون بشم چیکار کنم؟؟؟
    میکن همیشه بگرد دنبال روستای خوب ، منم میخوام با حاجی آشنا بشم بلکه یه چیزی هم ب ما ماسید
    تشکر

    • اعضای وبلاگ شهدای صابرین باید یا از اقوام شهدای صابرین یا دوستان و آشنایان ویا از همکاران شهدای صابرین باشید
      در اینصورت خوشحال میشویم خدمت شما باشیم
      یازهرا

  10. سرباز گمنام

    تو یه جا دیدم مطلبی بود که امریکا از روی موبایل بچه های صابرین تو سال 1390 تونستد ردیابی انجام بدهن ایا درست است

    • سلام
      خیر این حرف چرت محض هست
      اگر گوینده این حرف را معرفی هم بکنید امکان برخورد قانونی و امثال آن نیز میسر هست!
      صابرین در ماموریت موبایل همراه خودشون نمیبرند!

  11. سرباز گمنام

    اگر جهان حسین را عاشق است

    حسین هم فقط تو را عاشق است

    به چهره عباس کند دلبری

    لیک تو داری نمک دیگری

    اگر زبان در آورد قلب من

    نیم حسین گوید و نیمی حسن

    به این همه جود و کَرَم که داری

    به حیرتم چرا حرم نداری

    طلایه دار صلح و پاکی تویی

    خون جگر چادر خاکی تویی

    تو شاخه گل شکسته دیدی

    تو باغبان دست بسته دیدی

    مرد اگر دیده ز غم تر کند

    راز دلش بیان به همسر کند

    همسر تو نه راز دار تو بود

    باعث صد گره به کار تو بود

    مزار تو بسکه غریبانه است

    نشان ز غربت تو در خانه است
    شهادت امام حسن تسلیت

  12. الفاتح

    سلام علیکم
    امام هادی (ع) فرمودند: اگر همه مردم مسیری را انتخاب كنند و در آن گام نهند ، من به راه كسی كه تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت.

    یکی از دلاورمردان حزب الله لبنان خواستیم به ما نصیحتی بکند که برای ما سودمند باشد، ایشان هم نصیحتی کردند: ما شدیدا به دعای شما نیازمندیم که برایمان گرانبهاتر از اموال و اسلحه است، دعاهای شما، پشت سر ما هم زاد و سلاحمان است در غربت این نبرد، و من از شما می‌خواهم که بچه‌ها خردسال و مادران و زنان کهنسال برای ما دعا کنند، چرا که دعاهای آنان به اذن خدا، اجابت می‌شود.

    همچنین به تمامی برادران جنبش‌های اسلامی و دیگران نصیحت می‌کنم که روابط خودشان را با طبقات مختلف مردم، که در میان آنان زندگی می‌کنند تقویت نمایند، و آنان باید بسان آبی باشند که خداوند آن را مایه حیات هر چیزی قرار داده، در حالی که نه رنگ و نه بو و نه طعم دارد و اگر از آن نوشیدی یا در آن غوطه ور شدی، مشکلی را برای تو ایجاد نکند، بلکه بر عکس تشنگی‌ات را رفع و عطشت را سیراب کند و به محض دیدن آب نزدیک شدن به او، آرامش اعصاب و انبساط روان برایت حاصل شود:"و جعلنا من الماء کی شی حی" سوره انبیا آیه 30

    امیدوارم در مسیر زندگی هرگز خدا را فراموش نکنیم که خداوند متعال همه جا هست ، خداوند متعال در همه امور زندگی شما را یاری کند، از حضور نورانی شما تشکر و قدردانی می کنم، محتاج دعای جمله خوبانم

  13. سرباز گمنام

    سلام حاجی هیچ وقت از در کنار هم شهید شدن شهید صفری تبار ومحرابی پناه زیاد مطلب نگذاشتید؟

    • مدیر قبلی در یکی از پست ها یا در یکی از نظر ها قبلا توضیح داده بودند

  14. سید محمد

    سلام
    روح آقا سید شاد باشع
    من هم مثل ایشان به شدت طرفدار رهبر هستم ولی پدر و مادرم متاسفانه از هواداران سران فتنه هستند و همش به حضرا آقا بد میگویند خیلی اوقات باهاشون بحث میکنم و هر بار هم خشم خودم را فرو میبرم

    • سلام زندگی سختی هست
      و شما هم به خوبی دارید مدیریت میکنید
      توصیه اینکه اول از همه سعی کنید سرمایه مالی خودتون رو افزایش دهید تا اینکه کاملا از نظر مالی پس انداز خوبی داشته باشید.
      دوما بفکر استقلال باشید .
      سوما هرگز با خانواده خودتون دیگر بحث نکنید و هرگز هم همون گونه که تاکنون تلاش کردید بی احترامی ای انجام ندهید
      چهارم اینکه در نزدیکی به خدا تلاش بی وقفه انجام دهید.
      دراین صورت شاید بتوانید در میسر الهی گام بردارید و البته انشاء الله موفق هم خواهید شد.
      یازهرا

  15. عاشق شهادت

    روحمان با یادشان شاد.
    اللهم الرزقنی الشهادت فی سبیلک
    التماس دعا
    یاعلی

  16. مغبون

    وقتى مواظب شیطانِ درون خودت بودى، مراقب شیطان بیرونى هم خواهى بود. وقتى شیطان درون ما نتواند به ما آسیب برساند، شیطانِ بیرون هم به آسانى نخواهد توانست ما را محكوم كند و ضربه وارد سازد
    مقام عظمای ولایت صلوات

  17. ناظر

    سلام تشكر از وبلاگتون و گروهتون .یه سوال داشتم مبنی بر اینكه چرا وبلاگ گروه جهاد و توسعه علمی شهید حسین رضایی خیلی وقته بروز نشده و بروز نمیشود .ما همیشه از مطالبشون استفاده میكردیم و لذت میبردیم .لطف كنید و به مسئولینش بگویید ادامه بدهند .با تشكر اجرشان با خدا

  18. نورالدین سیستانی

    ارثیه زهراست که سنگر باشیم
    تا دادن جان مطیع رهبر باشیم
    راهیست پراز فتنه و آشوب و دغل
    باید که کتاب عشق ازبر باشیم
    ______________________________

    منتظر حضورتون هستم

    حق نگهدارتون
    یا علی

  19. سادات-135

    سلام و عرض خسته نباشید
    ببخشید من مزاحم میشم..موسیقی وبلاگتون بازم قشنگه ولی حکایت ما شده"گشتم نبود نگرد نیست" متاسفانه!
    اگه لینکشو بهم بدید ممنون میشم
    دعاگو هستیــــم :)
    راستی به وبلاگ ما هم سربزنید..واسه نشر مطالب وبلاگتون اگه کمکی بود..یا هر چیزی بود..علاقه مند حتما زیاد هست..ولی مارو هم دریابیـــد..گناه داریم!

  20. سیدمحمود

    سلام
    خداوند رحمت کند سیدمحمود و همرزمان شهیدش را

  21. شهید مهدی مولانیا

    چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده است / چشم‌های پاکش اما خیره بر در مانده است

    روی دیوار اتاق کوچک تنهایی‌اش / عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . . .

    یاد و خاطره شهیدان گرامی باد

  22. باید سعی کنیم بواسطه طهارت قلبمان محل سکونت شهدا شود،به واسطه گناهان،شهدا از ذهن و روح ما کوچ خواهند کرد

  23. فدایی رهبر

    هر زمانی که وارد وبلاگ شما میشم دلم هوایی می شه دلم می خواد مثل شهدای صابرین هر چه زودتر شهید شم .مطالبتون واقعا زیباست خیلی از شما ممنونم.اللهم الرزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک .آمین

  24. سادات-135

    واقعا بزرگواری و صفات آسمونیشون بعد از شهادت بیشتر و بیشتر تجلی پیدا میکنه!

    وقتی این مطالب رو میخونم دوست دارم اشــــک بریزم . . .

    ینی میشه آدم به این خوبی تو این زمونه هم باشه..ینی میشه تو این زمونه شهیــد هم شد؟!

    اللـــهم الرزقنا شهادت

    ممنون از مطالب..مثل همیشه عالی و آموزنده و صد البته تاثیر گذار

    یا علی

  25. .

    خاکم به لب که بـــزم عــــزا آفتـی شود شیــــطان شبیه من و شما هیــأتی شود
    مــــداح ها به بازی و اشعار شـــاعران ماننـــد ضبط صوت، همه ســرقتی شود


    مـــداح گفت: «عــربده زن پای منبــرم
    آخــــر کجا چنین نفسی قـیمتـی شود؟»



    یک عده ریزه خوار حسینند و عده ای ترسم که بزم روضــه شان دولتی شود
    طـــی می کنند مبلغ و واریــز می شود وای از کسی که نوکریش، پـاکتی شود


    بایــــد که باز گفته شــود عیب هایمان
    بــا ذاکران تــازه، اگر فـــــرصتی شود



    باید که رفت خدمت ارباب روضــه ها باید که با امـــام زمـــان صحبتی شود
    ترسم که حرف های صمیمانه موجب آزردگی خـــــاطر و نــاراحتــــی شود

  26. با سلام.
    با معرفی مدافعی دیگر از حرم حضرت زینب(س) بروزم.
    منتظر شما هستم.

    ***اللهم عجل لولیک الفرج***.

  27. وحید

    کاش میشد توی هدر سایت جای اون علامت سوال سعادتی پیدا می کردم و عکس من اونجا می بود...
    خوش به حال شهدا

  28. سرباز گمنام

    سلام هر موقع که از شما خبری نیست میگیم نکنه حاجی هم... بابا حاجی ما دلم کوچیکه این روزها بیشتر حال وهوای شهدا را دارم خیلی وقتا بعضی از بچه ها که با شهدای صابرین آشنا میشن میگن چی جوری باید با شهدا بود یکی جدیدا پرسیده میخوام جعفرخان رو تو خواب بینم چیکار کنمو از این جور سوالات دلی ما هم ارجاع دادیم به خواندن زیارت عاشورا و اینکه اصل و هدف خود ماباید مشخص باشه و نزدیک به اصل و هدف شهدا تا بتونیم شاید به شهدا نزدیک بشیم

  29. سعید عاشق شهادت

    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
    سلام اقا سید محمود
    شرمندتم :(

فرم ارسال نظر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30

شهادت هنر مردان خداست.

درباره سایت
آخرین عناوین
امکانات سایت